این شعر توسط یکی از دوستان،پس از آن مناظره تاریخی سروده شده است.

دیدی دهان وقاحت چه بوی داشت دیدی امیر خلق فریبان، چه خوی داشت
دیدی ز شوره به جز خار ندروند دیدی که میل جاه، نهال دروغ کاشت
دیدم که تهمت و نفرت ،گلوی خلق خست دیدم که میل جاه ،طریق حیاش بست
دیدم که آبروی خلائق چو باد برد دیدم که کاه ،کوه نمود و بلند، پست
دید او که "سید" از چه سبب آمدست باز خلق از چه طالب "میر" ی شدست باز
دید او اگر بهار نیاید به دشت ما این غنچه امید،دریده دل است باز