تبليغاتX
نگارستان
نگارستان
در نگارستان معنا صد عبارت می نگارم---کز شبستان نگاهت یک اشارت واستانم
وداع با آیت الله بهجت


صبح امروز مراسم تشییع حضرت آیت الله بهجت در قم برگزار شد.

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

استقبال کم نظیری بود.و حکایت از محبوبیت ایشان در میان اقشار مردم داشت.شاید عنایت ویژه آیت الله به مردم و اینکه خود را ملزم می دانسته اند که حداقل به واسطه نماز جماعتی که برگزار می کنند روزانه با مردم دیدار و برای آنها دعا کنند، یکی از عوامل محبوبیت ایشان بوده است. بر خلاف برخی دیگر از بزرگان که کمتر می توان زیارتشان کرد

کوچک و بزرگ در این مراسم حضور داشتند.Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

 

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

 

در هنگام تشییع پرچمهای زیادی دیده می شد که پرچم حزب الله لبنان بیش از دیگر پرچمها جلوه گری می کرد.

 

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

پارچه سیاهی که در ابتدای تشییع بر روی ماشین حامل جنازه قرار داده بودند در طول مسیر توسط مردم جدا شد و این باعث شده بود که نوشته های بر روی آن مشخص باشد که قدری  باعث بد ذوقی شده بود.

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

 

در هنگام تشییع مردم به صورت دسته دسته ای تبدیل می شدند و هر کدام به واسطه یک نفر که دسته را هدایت می کرد به عزاداری می پرداختند.و جالب است که برخی از این سر دسته ها از همراهان خود می خواستند تا عزاداری خود را با فریادهای بلند ادامه دهند تا چشم دشمن کور شود و من سنخیت میان این دو را درنیافتم.

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

محمد اصفهانی هم در میان جمع دیده شد.

محمود احمدی نژاد هم به مراسم آمده بود که در مسیر بازگشت با شعارهای "احمدیه پاینده رئیس جمهور آینده" و "احمدی ساده زیست کوبندیه صهیونیست" از او استقبال کردند.به نظر می رسد او در قم طرفداران زیادی دارد.

روبروی ستاد تبلیغاتی میر حسین هم ،نامه او به مردم قم توزیع می شد که در آن آمده بود  به دلیل درگذشت آیت الله بهجت سفر خود را که قرار بود در روز پنج شنبه انجام شود به تاخیر می اندازم.امروز قرار بود فاطمه راکعی هم به قم بیاید که برنامه خود را منتفی و به روز دیگری موکول کرد.

این روزها  گویی خاک غم بر قم پاشیده شده است و می توانی اوج اندوه را در چهره مردم ببینی.

Photo of hadi_tabatabaei on Netlog

 

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 0:8  توسط  سید هادی طباطبایی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
درگذشت اسوه عرفان


یکی از بازماندگان محفل آیت الله سید علی آقا قاضی ،عصر امروز به ملکوت اعلی پیوست.

Photo of maryam21eng on Netlog

آیت الله محمد تقی بهجت، جوان ترین شاگرد آیت الله قاضی بود.او گرچه از مراجع تقلید شیعه بود اما نام او با عرفان عجین بود.مشی عرفانی او چنان بود که حتی امام خمینی هم از او دستورات عرفانی دریافت می کرد.

چندین بار سعادت دست داد و به نماز جماعت ایشان رفتم .آنجا بود که می توانستی این شعر را با خویش زمزمه کنی که

در درونشان صد قیامت نقد هست       کمترین آنکه شود همسایه مست

و فی الواقع کمترین ثمره آن دیدار این بود که همسایه و همجوار او را مست می کرد.

این بزرگ عالم عرفان هم از میانمان رفت و شاید تنها علامه حسن زاده آملی از این جرگه عرفا در میانمان باقی مانده باشد.در گذشت او تا حدی غیر منتظره بود چرا که هیچ گونه کسالتی از او سراغ نداشتیم.

خیابان ارم  قم هم امروز مملو از جمعیت بود و مسجدی که ایشان در آن نماز می گذاردند  بسیار شلوغ شده بود.

اینک می بایست در انتظار بنشینیم تا استاد فاطمی نیا از شاگردان برجسته ایشان ،اسرار ناگفته آیت الله را برایمان بازگو کنند.

او رفت و ما در عزای او _که نه عزای خود_ زانوی غم در بغل می گیریم.

پس عزا بر خود کنید ای خفتگان    چونکه بد مرگی است این خواب گران

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 0:24  توسط  سید هادی طباطبایی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چرا سخنان سروش غریب است؟


رای سروش ،کروبی.این تیتر اول روزنامه ای بود که مهدی کروبی را حمایت می کند.

روزنامه اعتماد ملی ،تیتری برای خود برگزیده بود که می توانست آراء کثیری را به سمت کاندیدای مورد حمایتشان جلب کند.

 

هفت تیر کروبی در جمع دانشجویان

 
 
 
 

حلقه قوچانی هم که فرصت را غنیمت شمرده اند در دفاع از سروش بر آمده اند و بر همفکران و همقطاران سابق سروش خرده گرفته اند که چرا رای بزرگِ روشنفکران را بر نمی تابند و گام در مسیر دیگری می نهند.محمد قوچانی که سابقا در" شهروند امروز" و در پاسخ به نامه ای از محسن آرمین ،بر سروش حمله آورده بود و سخنان سروش را دور کننده جوانان از ایمان تلقی کرده بود،امروز در قامت یک مدافع جدی از سروش بر آمده است.دیگر همکار جوان وی "رضا خجسته رحیمی " نیز مخالفت با سروش را برنتافته و انگشت تعجب می گزد که چرا سخنان سروش این قدر غریب افتاده است.

در پاسخ به این عزیزان می گویم که سخنان سروش غریب است نه به دلیل حمایت وی از کاندیدای مورد علاقه اش که به دلیل استدلال وی بر این انتخاب،سروش اینگونه بیان می کند که " کروبی مرد عمل است و دیگر نمی بایست به شعارهای روشنفکری بسنده کرد ،بلکه می بایست به جانب کسی اقبال کنیم که عملگرا باشد و خواسته ی روشنفکران را بر آورد هر چند که خود چندان به نحله روشنفکران تعلق نداشته باشد و شعار روشنفکری  سر ندهد" .به نظر می رسد عبدالکریم سروش که سابقا بر اساس نحله لیبرالی می اندیشیده است ،اینک گام در تفکری جدید نهاده و د ل در گرو پراگماتیسم دارد. سخنان سروش غریب است چرا که با این سخن یک چرخش مبنایی از اصول خویش می کند و از سنت لیبرالی که آنرا نجات بخش جامعه کنونی می دانست در می گذرد و به پراگماتیسم (عملگرایی) وارد می شود.

سخنان سروش غریب است چرا که سابقا در سخنرانی ای که در منزل عبدالله نوری کرده بود بر روشنفکران ایرانی خرده گرفته بود که چرا از عقاید اصولی خویش در می گذرند،آنجا که متهم به نحله ای خاص می شوند.سروش اینگونه بیان می کرد که " متاسفانه پاره ای از روشنفکران ایران اگر متهم به لیبرالیسم شوند از عقاید خویش عدول می کنند و به حداقلها رضایت می دهند و از آن تفکر آرمانی خویش در می گذرند و این آفتی برای جامعه روشنفکری ماست".اما به نظر می رسد که او خود اینک به چنین نگرشی رسیده است.او شعارهای روشنفکرانه  را آرمانی می داند و با حمایت از شیخ اصلاحات حاضر است از اصول روشنفکری خویش عدول کند و به حداقلها رضایت دهد.

سخنان سروش غریب است چرا که ما او را پیشوای روشنفکران ایرانی می دانستیم و سخن جدید نحله روشنفکری را از زبان وی می شنیدیم اما او اینک ، گوش به کلام دیگر روشنفکران سپرده است و در قامت دفاع از آن بر آمده است.وقتی خشایار دیهیمی کتاب "اولویت دموکراسی بر فلسفه" و علی میر سپاسی در "دموکراسی یا حقیقت"،جامعه فکری ایران را به گرایش به سمت "ریچارد رورتی "ی پراگماتیست می خواندند ،تصور نمی کردیم که سروش پیشگام این امر باشد و حداقل در سیاست چنین "پارادایم شیفتی" را به تعبیر توماس کوهن در اندشه خویش ایجاد کند.

 سخنان سروش غریب است چرا که ما از ایشان آموخته بودیم که شجاعت در عمل هم نتیجه بصیرت در نظر است .و اینکه ایشان ، کروبی را مرد عمل دانسته اند  و حکم به برتری او داده اند دلیلی خلاف مشی سابق سروش نیست؟

 

سخنان سروش غریب است چرا که رای به میر حسین نه تنها بخاطر رای به اصلاحات و روشنفکری و .... است بلکه رای  به اخلاق و منش و شخصیت وی نیز هست.این سخن همواره آویزه گوشمان است که "الناس بملوکهم اشبه من آبائهم " مردم به حاکمانشان شبیه ترند تا به پدرانشان .نفس حضور میر حسین بر مسند ریاست و رویت شخصیت و کلام وی می تواند الگویی برای هر ایرانی باشد تا مشی او را برگزیند و جامعه بی اخلاق کنونی را قدری به سامان کند.

 سخنان سروش غریب است چرا که کروبی را مرد عمل می خواند و جالب است که شعارهای کروبی هیچکدام  در اختیارات رئیس جمهوری نیست و یا به قوه قضاییه مربوط است و یا به مجلس .وقتی که از دانشجویان زندانی سخن می گوید ،وقتی که از سهام نفت می گوید ،وقتی که از هزینه دانشگاه آزاد می گوید ،همگی وابسته به تایید قوه قضاییه و یا تایید مجلس دارد.و در نظر بگیرید که اگر مجلس و قوه قضاییه با او همکاری نکنند آیا شعارهای او تحقق می یابد؟و آیا شعارهای میر حسین به واقعیت و عملیاتی شدن نزدیک تر نیست؟در ثانی مگر همین کروبی نبود که در استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس سکوت کرد و خم بر ابرو نیاورد؟مگر همین کروبی نبود که اصلاح قانون مطبوعات را که شعار اصلی اصلاح طلبان در مجلس ششم بود را به توصیه های ما فوق خود مسکوت نهاد و اعتراضی نکرد؟مگر همین کروبی نبود که در تحریم انتخابات هفتم ،نخستین کسی بود که ثبت نام کرد و تمام تئوریهای اصلاح طلبان را نقش بر آب کرد؟مگر همین کروبی نبود که چنان بر شعار خروج از حاکمیت عباس عبدی شورید که اگر چنین واکنشی را در برابر دیگر اهداف مجلس نشان می داد اینک اوضاع نا به سامان اصلاح طلبی چنین نبود.

باری می دانیم که اوضاع قدرت و حاکمیت اقتضائات خود را دارد و نمی توان به یکباره تمامی شعارها را متحقق دید اما می خواهم بیان کنم که کروبی نیز در شرایط بحرانی چندان با نگرش اصلاح طلبی همراه نشد و اینکه او را مرد عمل می دانید و تلویحا میر حسین را از این بابت طرد می کنید سخن غریبی است.

جناب سروش، امروز ایران اسلامی بار دیگر به شعارها و افکار شما نیاز دارد.امروز زمانی است که می توان شعار تکثر گرایی شما را بار دیگر در این جامعه ایجاد کرد،بار دیگر به قرائتهای مختلف دینی اهمیت داد، بار دیگر شرایطی ایجاد کرد که تجربه نبوی بسط بیشتری یابد و اخلاق خدایان جای خود را به اخلاق انسانها دهد.پس همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز بدون تو درمان نمی شود.

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 13:50  توسط  سید هادی طباطبایی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در حاشیه سومین همایش موج سوم

روز گذشته جلسه ای در حمایت از میر حسین موسوی  به دعوت  حامیان خاتمی و موسوی "موج سوم"در سالن همایشهای برج میلاد برگزار شد.

مدعوین اصلی جلسه آقایان موسوی و خاتمی بودند.حدود یک ساعت قبل از آغاز جلسه بود که مردم ـ که اغلب آنها را دانشجویان تشکیل می دادند ـ پشت درهای بسته سالن تجمع کرده بودند.گویا اجازه ورود به سالن داده نمی شد و با پا در میانی قالیباف  شهردار تهران بوده که در باز شده است.

به سرعت سالن پر شد و پرچمهای سبز رنگی ـ که بنا است به عنوان سمبل حمایت از میر حسین در جریان انتخابات تبدیل شود  و بی شباهت به نماد جنبش مقاومت فلسطین "حماس"هم نیست ـ در دستان جمعیت به اهتزاز در آمد.

سالن تقریبا بزرگی را برای این همایش در نظر گرفته بودنند اما ازدحام جمعیت باعث شده بود که خبرنگاران از روی سن به عکسبرداری بپردازند که این عمل قدری به بی نظمی جلسه منجرشده بود.

کلیپی که پخش شد و در آن از چهره های اصلاح طلبی در طول تاریخ ایران یاد می کرد با استقبال زیادی همراه بود.تصاویر مصدق -شریعتی-بازرگان - طالقانی - و خاتمی -با هیجان بیشتری از سوی حضار مورد استقبال قرار می گرفت.

در این جلسه آقایان رمضان زاده (سخنگوی دولت خاتمی) هاشمی نژاد (برادر شهید هاشمی نژاد)محسن آرمین ـ داوود رشیدی ـدکتر محمد رضا بهشتی(فرزند شهید بهشتی) و .. دقایق کوتاهی سخن گفتند.

حضور ملی مذهبیها در سالن با استقبال گسترده حضار همراه بود.آقایان ابراهیم یزدی و لطف الله میثمی هاشم صباغیان و چند تن دیگر که با حضورشان سالن را به وجد آوردند.سومین همایش موج سوم با حضور سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی

حضور محمد رضا خاتمی و دکتر معین هم با همین عکس العمل از سوی حضار همراه بود.سومین همایش موج سوم با حضور سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی

سید محمد خاتمی هم در سخنانش از فرصت سوزیها گله کرد و حسرت موقعیت ایده آلی را خورد که دولت نهم داشته و از کف داده بود.

میر حسین اما با همسرش به سالن آمده بود.سومین همایش موج سوم با حضور سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی

زهرا رهنورد هم در سخنان کوتاه خود گفت که من آن شور و شوقی را که از  مشروطه و نهضت ملی شدن نفت تا انقلاب اسلامی در مردم وجود داشته را امروز در چشمان شما می بینم.و این شور می بایست در خردادها و خردادها و خردادها ادامه داشته باشد.

میر حسین هم در سخنان خود به نقد از عدم امنیتی که در بین جوانان وجود دارد پرداخت و این شور مردم را ناشی از ترسی دانست که مدتهاست در دل ملت افکنده اند. او بارها تاکید کرد که امنیت نباید فقط برای دولت باشد بلکه مردم هم باید همان میزان امنیت را داشته باشند.لحن کلام میر حسین بسیار شبیه به امام خمینی بود.سومین همایش موج سوم با حضور سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی

پرچمی هم که به امضای خاتمی - موسوی و رهنورد رسید  نزد کمپین به امانت سپرده شد تا پس از انتخابات به رئیس جمهور آینده اهدا شود.

تابلویی هم که در آن عکس میر حسین  را در کنار دماوند و پرچم ایران به تصویر کشیده بود به موسوی تقدیم شد.سومین همایش موج سوم با حضور سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی

شال سبز رنگی هم که مزین به نام حضرت فاطمه (س) بود به گردن این دو سید انداخته شد.

بهاره رهنما - پگاه آهنگرانی - باران کوثری - علی کریمی - امیر حاج رضایی - پژمان بازغی- محسن هاشمی (فرزند هاشمی رفسنجانی)معصومه ابتکار و مصطفی ملکیان هم در جلسه حضور داشتند.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 17:59  توسط  سید هادی طباطبایی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گردهمایی حامیان میر حسین موسوی

گرد همایی حامیان میر حسین چهارشنبه ساعت ۱۷ الی ۲۰ در سالن همایشهای برج میلاد برگزار می شود.محمد خاتمی و میر حسین موسوی در این همایش سخنرانی خواهند داشت.

|+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 17:13  توسط  سید هادی طباطبایی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
به بهانه سالروز تولد سهروردی


هشتم اردیبهشت ماه ،سالروز تولد "شیخ شهاب الدین سهروردی" است.سهروردی از جمله سه حکیمی است که فلسفه اسلامی را بنیان نهادند.ابن سینا مکتب مشایی را بنا نهاد،سهروردی بنیان گذار مکتب اشراق است و صدر الدین شیرازی حکمت متعالیه را ترسیم کرده است.بر خلاف دو فیلسوف بزرگ دیگر ،سهروردی چندان قدر ندیده است.

مدتهاست بنیاد علمی حکمت صدرا ،اول خرداد ماه را به عنوان بزرگداشت ملاصدرا گرامی می دارد و جلسات دو یا سه روزه بر پا می کند و یا سالروز تولد شیخ الرئیس ابن سینا را با هزینه های کلان برگزار می کنند اما شیخ اشراق سهروردی را چنان تکریمی نمی کنند.

شاید کوتاهی دوران زندگی سهروردی ،باعث مهجوری او شده باشد .او بیش از 35 سال مهلت زندگانی نیافت و تیغ فقاهت خونش را ریخت.

سهروردی از جمله دگر اندیشان زمانه خود بود.همین مواجهه هایی را که امروزه، تاریک اندیشان با دگر اندیشان می کنند ،800 سال پیش نیز با این نابغه زنجانی کردند.

او در بیان افکار خویش بی پروا بود،شرایطی را که برای حاکمان بر می شمرد به صراحت بیان می کرد ،تا حاکم وقت را از تخت سلطنت به زیر کشد.

به نظر می رسد که بحث حکومتهای دینی و تلفیق سیاست و دیانت ،نخستین بار در اندیشه های وی بود که نضج گرفت.قبل از سهروردی ،مسلمین بر این باور بودند که پس از پیامبر ،دیگر حاکمان افرادی هستند که می بایست بر اساس تدبیر خویش حکومت را اداره کنند ،چرا که تنها پیامبر بود که به منبع وحی متصل بود و حاکمیت او نیز دینی بود.اما پس از او، دیگر کسی نمی تواند ادعای حاکمیت دینی کند .اما سهروردی با تاسی به سنت عرفانی ،مفهوم" ولایت" را وام گرفت و شرایطی را که عرفا برای "حجت" و "قطب" زمان بر می شمرند برای حاکمان در نظر گرفت و "ولی" را جانشین پیامبر دانست و اداره حکومت را به آنان سپرد.

گویند شهاب الدین ،قامت میانه و ریش معتدل داشته و رنگ چهره اش مایل به سرخی بوده و لباس مندرس می پوشیده و مویش ژولیده بوده ،همان گونه که در سخن گفتن بی مبالات بوده در لباس پوشیدن هم بی تکلف بوده است.

همچنین در احوال او آورده اند که علم "سیمیا" می دانسته است.یعنی علم به اموری که انسان را برای انجام کارهای نا ممکن توانا می سازد .

گویند "با جمعی از اصحابش بیرون شهر دمشق بود و گرسنگی بر آنان غلبه کرده بود .اتفاقا مردی ترکمانی با گوسفندانش از راه گذشت .خواستند یکی از گوسفندانشان را بگیرند ترکمانی تیر اندازی کرد،تیر به بازوی شیخ گرفت ،او بازوی را از جا کند،ترکمانی را ترس فرا گرفت و پا به فرا نهاد.شیخ بازوی خود را گرفت و آن را بر کتف خویش فرو برد".

وقتی که فقها بر او تنگ گرفتند و او را به قتلگاه می بردند،چنین می گفت:

اری قدمی اراق دمی

فهان دمی فهاندمی

"میبینم گام من خون مرا می ریزد و با پای خویش به گور مرگ نزدیک می شوم ،آه چه پشیمانی و ندامت است که خونم بی ارزش و سبک شناخته شود".

روحش شاد.

|+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:32  توسط  سید هادی طباطبایی  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin