نامه نگاری میان ورزشکاران شاید چندان عمل مرسومی نیست و این از معدود دفعات است که سرمربی یک تیم ورزشی به نگارش نامه می پردازد.اما آنچه که همه را متعجب کرده است بیان نه چندان با نزاکتی است که در متن این نامه دیده می شود.
پس ازحضور افشین قطبی در ورزش این کشور ،انتظار بر آن بود که کیمیای اخلاق نه تنها در ورزش که در سایر نهادهای این کشور بروز کرده باشد - همانطور که بروز کرد و اخلاق پرخاشگرایانه بسیاری را قدری تلطیف کرد- اما این خلق ناپسند گویا هنوز از این کشور رخت بر نبسته است.
شاید بر کسی پوشیده نباشد که احترام و رعایت اخلاق همواره گره های ناگشوده ای را می گشاید.گاندی به همین وسیله بود که مستعمران کشورش را پس از سالها از وطن خارج کرد.گاندی بر این باور بود که " نیرویی که در اخلاق و احترام وجود دارد در لوله تفنگ هم وجود ندارد".گویند او در دیدار با مخالفانش چنان خوش برخورد بود که کسی تصور نمی کرد گاندی از مخالفان آنهاست.او خطاب به مخالفانش می گفت که "من چون عاشق شما هستم نمی خواهم که شما رنج بکشید و در این کشور باشید و تحقیر شوید".روزی یکی از مخالفانش به سمت او هجوم آورد و گردن او را به سختی فشرد اما گاندی بدون اینکه خم بر ابرو آورد با تبسمی او را دلداری می داد،در این حالت بود که آن فرد سرکش ،به پای گاندی می افتد و پای او را می بوسد و این بیانگر همان سخن گاندی بود که" قدرت اخلاق در لوله تفنگ هم وجود ندارد".
جامعه ما که داعیه دینداری دارد ابتدا می بایست چنان در اخلاق قوت داشته باشد و سپس به سوی دین برود چرا که اخلاق مقدمه دینداری است .وجالب است عزیزانی که چنین بی پروا گام بر روی اخلاق می نهند خود داعیه دینداری وافری دارند.
دکتر یدالله سحابی مهم ترین آفت شریعت محوری را غرور و تکبر می دانست و می گفت "کسانی که فکر می کنند با عبادت فراوان ،نورچشمی خداوند می شوند ،به تدریج دچار غرور و تکبر می شوند در حالی که مولی علی (ع) در نهج البلاغه کارکرد عبادت را از میان بردن تکبر انسان می داند".مهندس عزت الله سحابی در یکی از سالگردهای پدرش نقل می کرد که "پدرم به عبادتهای طولانی ،نماز شب خواندن و روزه گرفتن های دو ماهه معروف بود اما این یک امر شخصی و موردی بود میان پدرم و خدایش و آنچه مهم بود انعکاس این عبادت در رفتار و سلوک او در خلایق بود چرا که عبادت گرایی و شریعت گرایی به غرور ،تکبر و خود را خواص و دیگران را عوام تصور کردن منجر نشد که هیچ ،به فروتنی و حتی خود کوچک بینی منجر شد".
استاد فاطمی نیا نیز بر این باورند که "گاه یک ترش رویی باعث می شود که انسان سالها از آنچه اندوخته است عقب بیفتد".ایشان همچنین می فرمودند که "این کیمیای اخلاق یکی از رموز این عالم است .بارها از ما سئوال می کنند که یکی از اسرار این عالم را بر ما مکشوف کنید،من عرض می کنم آقا شما در مواجهه با دیگران خوشرو باشید ،همه گره هایتان گشوده می شود و به نظر می رسد این از اسرار این عالم است که همه ما نسبت به آن بی تفاوتیم".
حتی در عرصه سیاسی هم به نظر می رسد که جامعه جهانی به سیاستهای نرم بیشتر گرایش یافته است تا سیاست" مشت آهنین" و انقلابهای رنگین بیانگر این رویکرد است.
به نظر می رسد ،حاکمان ما برای حاکم کردن این سرّ هستی بر جامعه راه بسیار صعبی در پیش روی دارند.امیدوارم مرد سیاست اخلاقی ایران قدرت را در کف گیرد و ما را با این سرّعالم بیشتر آشنا کند.
این گروه که سابقه همکاری در روزنامه شرق ،هم میهن و هفته نامه شهروند امروز را نیز داشته اند از موفق ترین روزنامه نگاران اصلاح طلب محسوب می شوند .
به یاد دارم که برای تهیه روزنامه" هم میهن" می بایست قبل از ساعت 10 صبح به دکه روزنامه فروشی می رفتی.و یا شماره های پایانی شهروند امروز بسیار نایاب شده بود به گونه ای که کمتر کسی شماره آخر این نشریه را روی باجه روزنامه فروشی ها دید.
محمد قوچانی به عنوان سردبیر این نشریات ،جوانی۳۲ ساله و متولد گیلان است.او که داماد عماد الدین باقی است کتابهایی را نیز به رشته تحریر در آورده است." سه اسلام،نازی آبادیها،بازی بزرگان،یقه سفیدها ،جمهوری مقدس،فیلسوفها و شومن ها،پدر خوانده و چپهای جوان ،وپدر خوانده و راستهای جوان" از جمله آنها ست.
او در تعطیلی فله ای نشریات اصلاح طلب مدتی را نیز در بازداشت به سر برد.قوچانی الگوهای خود را در روزنامه نگاری شمس الواعظین،در تحلیل سیاسی حجاریان،در فعالیت سیاسی عطریان فر و در صداقت هم عمادالدین باقی می داند.
قوچانی روزنامه نگار بسیار تاثیر گذاری است.زمانی که "داستان شیخ و سید" را در شهروند امروز نوشته و به دفاع از عملکرد کروبی پرداخته بود در محیط دانشگاه با هر که سخن می گفتی به دفاع از کروبی می پرداخت.و یا مقاله" شش نسل فرزاندان شریعتی " محور بحث در یکی از کلاسهای دانشگاهی شده بود.
روزنامه هم میهن به عنوان قوی ترین کار او از روزنامه هایی بود که در محیط دانشکده دست به دست میان دانشجویان می گشت و هر کدام صفحه ای را به دست می گرفتند و با هم به مباحثه می پرداختند.
امروز نیز قوچانی و همقطارانش به اعتماد ملی آمده اند تا محفل انتخاباتی مهدی کروبی را گرم نگه دارند.امروز اعتماد ملی هم خلف شاسیته هم میهن و شهروند امروز شده است.
به نظر می رسد "حلقه قوچانی" می تواند کلید طلایی و برگ برنده کروبی در روزهای پایانی انتخابات باشد.