با نزدیک شدن به زمان انتخابات تب سیاسی هم افزایش یافته است.
این عکسهایی است که امروز از ستاد میر حسین در قم گرفته ام. این ستاد هر روز با حضور طرفداران احمدی نژاد گرمتر می شود.



چند روز پیش هم حامیان احمدی نژاد در خیابانها حسابی علیه موسوی شعار می دادند. و جالب است که در هنگام ورود به ستاد احمدی نژاد جمله ای که جلب توجه می کند این است که "توهین به کاندیدای دیگر ممنوع".به نظر می رسد قم در روزها آتی شاهد کفن پوشیهای عدیده ای باشد.
صبح امروز مراسم تشییع حضرت آیت الله بهجت در قم برگزار شد.


استقبال کم نظیری بود.و حکایت از محبوبیت ایشان در میان اقشار مردم داشت.شاید عنایت ویژه آیت الله به مردم و اینکه خود را ملزم می دانسته اند که حداقل به واسطه نماز جماعتی که برگزار می کنند روزانه با مردم دیدار و برای آنها دعا کنند، یکی از عوامل محبوبیت ایشان بوده است. بر خلاف برخی دیگر از بزرگان که کمتر می توان زیارتشان کرد
کوچک و بزرگ در این مراسم حضور داشتند.


در هنگام تشییع پرچمهای زیادی دیده می شد که پرچم حزب الله لبنان بیش از دیگر پرچمها جلوه گری می کرد.

پارچه سیاهی که در ابتدای تشییع بر روی ماشین حامل جنازه قرار داده بودند در طول مسیر توسط مردم جدا شد و این باعث شده بود که نوشته های بر روی آن مشخص باشد که قدری باعث بد ذوقی شده بود.

در هنگام تشییع مردم به صورت دسته دسته ای تبدیل می شدند و هر کدام به واسطه یک نفر که دسته را هدایت می کرد به عزاداری می پرداختند.و جالب است که برخی از این سر دسته ها از همراهان خود می خواستند تا عزاداری خود را با فریادهای بلند ادامه دهند تا چشم دشمن کور شود و من سنخیت میان این دو را درنیافتم.

محمد اصفهانی هم در میان جمع دیده شد.
محمود احمدی نژاد هم به مراسم آمده بود که در مسیر بازگشت با شعارهای "احمدیه پاینده رئیس جمهور آینده" و "احمدی ساده زیست کوبندیه صهیونیست" از او استقبال کردند.به نظر می رسد او در قم طرفداران زیادی دارد.
روبروی ستاد تبلیغاتی میر حسین هم ،نامه او به مردم قم توزیع می شد که در آن آمده بود به دلیل درگذشت آیت الله بهجت سفر خود را که قرار بود در روز پنج شنبه انجام شود به تاخیر می اندازم.امروز قرار بود فاطمه راکعی هم به قم بیاید که برنامه خود را منتفی و به روز دیگری موکول کرد.
این روزها گویی خاک غم بر قم پاشیده شده است و می توانی اوج اندوه را در چهره مردم ببینی.

یکی از بازماندگان محفل آیت الله سید علی آقا قاضی ،عصر امروز به ملکوت اعلی پیوست.

آیت الله محمد تقی بهجت، جوان ترین شاگرد آیت الله قاضی بود.او گرچه از مراجع تقلید شیعه بود اما نام او با عرفان عجین بود.مشی عرفانی او چنان بود که حتی امام خمینی هم از او دستورات عرفانی دریافت می کرد.
چندین بار سعادت دست داد و به نماز جماعت ایشان رفتم .آنجا بود که می توانستی این شعر را با خویش زمزمه کنی که
در درونشان صد قیامت نقد هست کمترین آنکه شود همسایه مست
و فی الواقع کمترین ثمره آن دیدار این بود که همسایه و همجوار او را مست می کرد.
این بزرگ عالم عرفان هم از میانمان رفت و شاید تنها علامه حسن زاده آملی از این جرگه عرفا در میانمان باقی مانده باشد.در گذشت او تا حدی غیر منتظره بود چرا که هیچ گونه کسالتی از او سراغ نداشتیم.
خیابان ارم قم هم امروز مملو از جمعیت بود و مسجدی که ایشان در آن نماز می گذاردند بسیار شلوغ شده بود.
اینک می بایست در انتظار بنشینیم تا استاد فاطمی نیا از شاگردان برجسته ایشان ،اسرار ناگفته آیت الله را برایمان بازگو کنند.
او رفت و ما در عزای او _که نه عزای خود_ زانوی غم در بغل می گیریم.
پس عزا بر خود کنید ای خفتگان چونکه بد مرگی است این خواب گران
رای سروش ،کروبی.این تیتر اول روزنامه ای بود که مهدی کروبی را حمایت می کند.
روزنامه اعتماد ملی ،تیتری برای خود برگزیده بود که می توانست آراء کثیری را به سمت کاندیدای مورد حمایتشان جلب کند.
حلقه قوچانی هم که فرصت را غنیمت شمرده اند در دفاع از سروش بر آمده اند و بر همفکران و همقطاران سابق سروش خرده گرفته اند که چرا رای بزرگِ روشنفکران را بر نمی تابند و گام در مسیر دیگری می نهند.محمد قوچانی که سابقا در" شهروند امروز" و در پاسخ به نامه ای از محسن آرمین ،بر سروش حمله آورده بود و سخنان سروش را دور کننده جوانان از ایمان تلقی کرده بود،امروز در قامت یک مدافع جدی از سروش بر آمده است.دیگر همکار جوان وی "رضا خجسته رحیمی " نیز مخالفت با سروش را برنتافته و انگشت تعجب می گزد که چرا سخنان سروش این قدر غریب افتاده است.
در پاسخ به این عزیزان می گویم که سخنان سروش غریب است نه به دلیل حمایت وی از کاندیدای مورد علاقه اش که به دلیل استدلال وی بر این انتخاب،سروش اینگونه بیان می کند که " کروبی مرد عمل است و دیگر نمی بایست به شعارهای روشنفکری بسنده کرد ،بلکه می بایست به جانب کسی اقبال کنیم که عملگرا باشد و خواسته ی روشنفکران را بر آورد هر چند که خود چندان به نحله روشنفکران تعلق نداشته باشد و شعار روشنفکری سر ندهد" .به نظر می رسد عبدالکریم سروش که سابقا بر اساس نحله لیبرالی می اندیشیده است ،اینک گام در تفکری جدید نهاده و د ل در گرو پراگماتیسم دارد. سخنان سروش غریب است چرا که با این سخن یک چرخش مبنایی از اصول خویش می کند و از سنت لیبرالی که آنرا نجات بخش جامعه کنونی می دانست در می گذرد و به پراگماتیسم (عملگرایی) وارد می شود.
سخنان سروش غریب است چرا که سابقا در سخنرانی ای که در منزل عبدالله نوری کرده بود بر روشنفکران ایرانی خرده گرفته بود که چرا از عقاید اصولی خویش در می گذرند،آنجا که متهم به نحله ای خاص می شوند.سروش اینگونه بیان می کرد که " متاسفانه پاره ای از روشنفکران ایران اگر متهم به لیبرالیسم شوند از عقاید خویش عدول می کنند و به حداقلها رضایت می دهند و از آن تفکر آرمانی خویش در می گذرند و این آفتی برای جامعه روشنفکری ماست".اما به نظر می رسد که او خود اینک به چنین نگرشی رسیده است.او شعارهای روشنفکرانه را آرمانی می داند و با حمایت از شیخ اصلاحات حاضر است از اصول روشنفکری خویش عدول کند و به حداقلها رضایت دهد.
سخنان سروش غریب است چرا که ما او را پیشوای روشنفکران ایرانی می دانستیم و سخن جدید نحله روشنفکری را از زبان وی می شنیدیم اما او اینک ، گوش به کلام دیگر روشنفکران سپرده است و در قامت دفاع از آن بر آمده است.وقتی خشایار دیهیمی کتاب "اولویت دموکراسی بر فلسفه" و علی میر سپاسی در "دموکراسی یا حقیقت"،جامعه فکری ایران را به گرایش به سمت "ریچارد رورتی "ی پراگماتیست می خواندند ،تصور نمی کردیم که سروش پیشگام این امر باشد و حداقل در سیاست چنین "پارادایم شیفتی" را به تعبیر توماس کوهن در اندشه خویش ایجاد کند.
سخنان سروش غریب است چرا که ما از ایشان آموخته بودیم که شجاعت در عمل هم نتیجه بصیرت در نظر است .و اینکه ایشان ، کروبی را مرد عمل دانسته اند و حکم به برتری او داده اند دلیلی خلاف مشی سابق سروش نیست؟
سخنان سروش غریب است چرا که رای به میر حسین نه تنها بخاطر رای به اصلاحات و روشنفکری و .... است بلکه رای به اخلاق و منش و شخصیت وی نیز هست.این سخن همواره آویزه گوشمان است که "الناس بملوکهم اشبه من آبائهم " مردم به حاکمانشان شبیه ترند تا به پدرانشان .نفس حضور میر حسین بر مسند ریاست و رویت شخصیت و کلام وی می تواند الگویی برای هر ایرانی باشد تا مشی او را برگزیند و جامعه بی اخلاق کنونی را قدری به سامان کند.
سخنان سروش غریب است چرا که کروبی را مرد عمل می خواند و جالب است که شعارهای کروبی هیچکدام در اختیارات رئیس جمهوری نیست و یا به قوه قضاییه مربوط است و یا به مجلس .وقتی که از دانشجویان زندانی سخن می گوید ،وقتی که از سهام نفت می گوید ،وقتی که از هزینه دانشگاه آزاد می گوید ،همگی وابسته به تایید قوه قضاییه و یا تایید مجلس دارد.و در نظر بگیرید که اگر مجلس و قوه قضاییه با او همکاری نکنند آیا شعارهای او تحقق می یابد؟و آیا شعارهای میر حسین به واقعیت و عملیاتی شدن نزدیک تر نیست؟در ثانی مگر همین کروبی نبود که در استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس سکوت کرد و خم بر ابرو نیاورد؟مگر همین کروبی نبود که اصلاح قانون مطبوعات را که شعار اصلی اصلاح طلبان در مجلس ششم بود را به توصیه های ما فوق خود مسکوت نهاد و اعتراضی نکرد؟مگر همین کروبی نبود که در تحریم انتخابات هفتم ،نخستین کسی بود که ثبت نام کرد و تمام تئوریهای اصلاح طلبان را نقش بر آب کرد؟مگر همین کروبی نبود که چنان بر شعار خروج از حاکمیت عباس عبدی شورید که اگر چنین واکنشی را در برابر دیگر اهداف مجلس نشان می داد اینک اوضاع نا به سامان اصلاح طلبی چنین نبود.
باری می دانیم که اوضاع قدرت و حاکمیت اقتضائات خود را دارد و نمی توان به یکباره تمامی شعارها را متحقق دید اما می خواهم بیان کنم که کروبی نیز در شرایط بحرانی چندان با نگرش اصلاح طلبی همراه نشد و اینکه او را مرد عمل می دانید و تلویحا میر حسین را از این بابت طرد می کنید سخن غریبی است.
جناب سروش، امروز ایران اسلامی بار دیگر به شعارها و افکار شما نیاز دارد.امروز زمانی است که می توان شعار تکثر گرایی شما را بار دیگر در این جامعه ایجاد کرد،بار دیگر به قرائتهای مختلف دینی اهمیت داد، بار دیگر شرایطی ایجاد کرد که تجربه نبوی بسط بیشتری یابد و اخلاق خدایان جای خود را به اخلاق انسانها دهد.پس همراه شو عزیز کین درد مشترک هرگز بدون تو درمان نمی شود.



